تقدیم به فرزندانم کیمیا و کیانا

کودک ادامه داد:
من چگونه میتوانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمیدانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت:
فرشته تو، زیباترین و شیرینترین واژههایی را که ممکن است بشنوی
در گوش تو زمزمه خواهد کرد
و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت:
وقتی میخواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟
اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت:
فرشته ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد
و به تو یاد میدهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی میکنند،
چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود!!!
کودک با نگرانی ادامه داد:
اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمیتوانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت:
فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد
و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت!
اگر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:
نام فرشته ات اهمیتی ندارد!
میتوانی او را " مـادر " صدا کنی.
از خواستن چیزی که نباید ..


تقدیم به فرزندانم کیمیا و کیانا 

